حمله پهپادی به نیروهای آمریکایی در عراق عینالاسد به حال آمادهباش درآمد
خبرگزاری «آسوشیتدپرس» از حمله پهپادی به پایگاه آمریکایی عینالاسد در استان الانبار واقع در غرب عراق خبر داد و اعلام کرد، این پایگاه نظامی در حال آمادهباش کامل است.
پایگاه خبری «میدل ایست» دیروز به نقل از خبرگزاری «آسوشیتدپرس» خبر داد که پایگاه هوائی عینالاسد در غرب عراق با سه پهپاد مورد حمله قرار گرفت. آمریکاییها مدعیاند این پهپادها را رهگیری کردهاند. پایگاه عینالاسد از نظر جغرافیایی در ۱۶۰ کیلومتری غرب بغداد، در استان الانبار، در شهرستانی به نام «هیت» و در هشت کیلومتری روستایی به نام «خانالبغدادی» قرار دارد. مدتها بود حملهای علیه آمریکاییها در عراق انجام نشده بود.
رسانههای عراقی در اینباره گزارش دادهاند که پایگاه هوائی عینالاسد در غرب استان الانبار عراق، طی روزهای گذشته صحنه آمادهباش کامل و تحرکات نظامی گسترده نیروهای آمریکایی بوده است. خبرگزاری «بغداد الیوم» در اینباره گزارش داد که این اقدام در واکنش به افزایش تنشها در منطقه بهویژه پس از حمله هوائی اخیر رژیم آپارتاید اسرائیل به تهران صورت گرفته است.
آنطور که «ایسنا» نوشته است، یک منبع مطلع در گفتوگو با این رسانه عراقی اعلام کرد که درهای اصلی پایگاه، بهویژه آنهایی که به سمت تأسیسات نظامی در بخش غربی آن منتهی میشوند، توسط نیروهای آمریکایی بسته شدهاند. در همین حال، پهپادهای شناسایی به طور گسترده بر فراز پایگاه و اطراف آن به پرواز درآمدهاند. منبع مذکور در اینباره گفت که این تحرکات اقدامی پیشدستانه برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی بهشمار میرود.
گفتنی است، عینالاسد بزرگترین پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق است که مساحت آن به اندازه منطقه سبز بغداد یعنی حدوداً ۱۰ کیلومترمربع است. این پایگاه توسط نیروهای عراقی نیز مورد استفاده قرار میگیرد و پیش از این توسط نیروهای «بریتانیا» نیز مورد استفاده قرار میگرفته است، اما در واقع یکی از مراکز بقای اشغالگران آمریکایی در خاک عراق است.
پایگاه هوائی عینالاسد، به عنوان بزرگترین مرکز استقرار نیروهای آمریکایی در عراق، نهتنها واجد اهمیتی عملیاتی در چارچوب مأموریتهای نظامی آمریکا است، بلکه از حیث نمادین نیز یکی از مظاهر تداوم حضور نظامی غرب در خاک عراق پس از اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳ بهشمار میرود. قرار گرفتن این پایگاه در منطقه استراتژیک الانبار، که در مجاورت مرزهای سوریه و اردن واقع شده، آن را به یک نقطه کانونی در معادلات امنیتی منطقهای تبدیل کرده است.
توانمندی فزاینده بازیگران غیردولتی در بهرهگیری از فناوریهای نو نظامی نظیر پهپادها، از یکسو، و فرسایش تدریجی مشروعیت و مقبولیت حضور نظامی آمریکا در عراق از سوی دیگر، موجب پدید آمدن شرایطی شده است که در آن هرگونه اقدام نظامی– حتی اگر از حیث خسارت ناکام باقی بماند– میتواند پیامدهای استراتژیک عمیقی در پی داشته باشد.
آمریکا در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۰۳ میلادی (۳۰ اسفند ۱۳۸۱) به بهانه مبارزه با تسلیحات کشتارجمعی و سرنگونی رژیم «صدام حسین»، به همراه ائتلافی از کشورهای غربی، به عراق حمله کرد. در حالی که هیچگونه شواهد معتبری دال بر وجود این تسلیحات در عراق یافت نشد، حمله مذکور به اشغال نظامی این کشور منجر شد و ساختار سیاسی، نظامی و اجتماعی عراق را به طور گسترده دستخوش فروپاشی کرد. در ادامه، آمریکا با توجیه مبارزه با تروریسم و تثبیت دموکراسی(!)، حضور نظامی خود را برای سالها در این کشور ادامه داد، حضوری که از دید بسیاری از تحلیلگران، بیشتر در راستای اهداف ژئوپلیتیکی، کنترل منابع انرژی و مهار نفوذ منطقهای مقاومت تعبیر میشود تا تحقق ثبات یا دموکراسی در عراق.
از سالهای ابتدائی اشغال عراق توسط آمریکا، بهویژه پس از افشای نبود تسلیحات کشتارجمعی و افزایش خشونتها و ناآرامیهای داخلی، مطالبه خروج نیروهای آمریکایی بهتدریج در میان اقشار مختلف جامعه عراق شکل گرفت. اما این خواست عمومی از سال ۲۰۱۱، همزمان با خروج رسمی بخش عمدهای از نیروهای آمریکایی و سپس بازگشت مجدد آنها در سال ۲۰۱۴ به بهانه مقابله با داعش، به یک خواست سیاسی نهادینهشده تبدیل شد. اوج این مطالبه پس از ترور سرداران شهید «قاسم سلیمانی» و «ابومهدی المهندس» در دیماه ۱۳۹۸ (ژانویه ۲۰۲۰) توسط آمریکا بود که به تصویب قطعنامه پارلمان عراق مبنی بر اخراج کامل نیروهای بیگانه از خاک این کشور انجامید؛ از آن زمان تاکنون، گروهها، احزاب و جریانهای مقاومت عراقی با تأکید بر نقض حاکمیت ملی و ادامه اشغالگری، خواستار خروج فوری و بیقیدوشرط آمریکا از عراق بودهاند. افزون بر این پایگاههای آمریکا نیز هر ازچندگاهی هدف حملاتی قرار میگیرد که مشخص نیست عامل اصلی آن کیست، البته حمله اخیر پش از مدتها تعطیلی حملات دوباره رخ داده است.
نقش جریان مقاومت در عراق در افزایش فشارها برای اخراج نیروهای آمریکایی از کشور، نقشی محوری، چندلایه و رو به تقویت بوده است. این جریان که متشکل از مجموعهای از گروههای نظامی و سیاسی با خاستگاههای مردمی و مذهبی است، از همان سالهای ابتدائی اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، مخالفت خود را با حضور نیروهای خارجی ابراز کرده و با گذشت زمان، به یکی از بازیگران اصلی در معادلات امنیتی و سیاسی کشور تبدیل شده است. گروههای مقاومت با استناد به نقض مکرر حاکمیت ملی، حمایت از تروریسم و ایجاد ناامنی توسط آمریکا، همواره حضور نظامی واشنگتن را اشغالگری دانستهاند. نقطه عطف نقشآفرینی مقاومت در این زمینه، پس از ترور فرماندهان ارشد محور مقاومت رقم خورد، رخدادی که نهتنها خشم عمومی در عراق را برانگیخت، بلکه باعث اجماع نسبی میان جناحهای سیاسی و تصویب طرح اخراج نیروهای خارجی در پارلمان شد. از آن زمان به بعد، مقاومت به طور همزمان از ابزارهای نظامی (حملات محدود و هدفمند به پایگاههای آمریکایی) و ابزارهای سیاسی-اجتماعی (فشار افکار عمومی، بسیج مردمی و حمایت از مصوبات پارلمان) برای تحقق این هدف استراتژیک استفاده کرده است. در واقع، مقاومت توانسته است با تلفیق مشروعیت مردمی، قدرت بازدارندگی و بحث دفاع از استقلال، نقش تعیینکنندهای در تداوم و تقویت مطالبه خروج آمریکا از عراق ایفا کند، مطالبهای که اکنون از سطح یک خواست جناحی فراتر رفته و به یک خواست ملی با پشتوانه تاریخی و اجتماعی گسترده تبدیل شده است.